مارس 23, 2008

سايه

سايه شوگان سال‌هاي نوجواني به فيلمي سامورايي ـ حماسي به نام سايه‌ شوگان بسيار علاقه داشتم، فيلمي كه از نخستين آثار موسسه‌ي رسانه‌هاي تصويري بود كه بعد از ممنوعيت ويدئو، توسط دولت و به‌شكل رسمي منتشر شده بود و هنوز هم مي‌شود! شوگان بسيار خون‌خوار و بي‌رحم بود، شوگان را دوست نداشتم و هنوز هم از او متنفرم.؛
يك‌گوشه‌يي از صفحه‌ي ادبي روزنامه‌ي تهران امروز كه روز شنبه توقيف شد، را براي من دوستي مهربان، بعضي وقت‌ها خالي مي‌كرد تا كمي بتوانم جايي بنويسم. دست‌اش درد نكند.؛
گفته مي‌شود تهران امروز به دليل انتشار اين عكس در ويژه‌نامه‌ي سوم تيرش توقيف شده. راستش ديگر مهم نيست. حالم از هرچه روزنامه نويسي به هم مي‌خورد. همين‌جا اعلام مي‌كنم، تا زماني كه اين سايه‌ي نحس ِ سانسور و توقيف، بالاي سر مطبوعات كشورم است، ديگر در هيچ روزنامه و نشريه‌يي نخواهم نوشت.؛
دلم گرفته است، از اين همه سياه ِ تباه ِ مرگ‌آور و مرگ‌انديش، خاطره‌هايم را مي‌دزدند. دلم گرفته است؛ به ياد آن ناله‌ي ترانه‌ي فيلم زيباي«سنتوري» مي‌افتم كه مي‌خواند: «پير شدم، پير تو اي جواني»؛
محافظه‌كارتر از روزنامه‌ي تهران امروز در تمام نشريات و روزنامه‌هايي كه طي بيش‌ از ده‌سال گذشته در آن‌ها مي‌نوشتم سراغ نداشتم. وقتي تاب اين را هم پدر مقتدر (شوگان) نمي‌آورد و هم‌چنين، چنين عذرخواهي مفتضحانه‌اي فايده‌اي ندارد، ديگر چه كاري مي‌شود كرد و چه مي‌توان نوشت؟ بگذريم، از فيلم سايه‌ شوگان نوشتم؛ داستانش چنين است كه: سومین شوگان خاندان توکوگاوا همانقدر که به پسر کوچک خود توکوهاتسو عشق می‌ورزد، از پسر بزرگش تاکچیو متنفر است. ظاهراً پسر بزرگ قصد جان برادر را دارد تا انقام نفرت پدر را باز ستاند اما بهاي اين تنفر را جوانمردان و مبارزيني مي‌دهند كه محافظان پسر كوچك‌اند و نفعي در احساسات و اقتدار شوگان كه پشت پرده مشغول دسيسه چيني است ندارند...؛
...
پ.ن: انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران به طور رسمي منحل شد!؛
...
 

Posted by احمد زاهدی at 10:29:17 | Permanent Link | Comments (1) |

مارس 17, 2008

اطلاعيه

بالاخره كانون سينمايي فرهنگسراي دختران نيز با مسئوليت اينجانب فعال شده است. نخستين برنامه‌ي اين كانون فيلم برگزاري كارگاه آزاد ويدئو اينترنت است. كه ثبت نام آن از هم‌اكنون آغاز گشته‌است.؛
برگزاري دوره‌هاي آزاد و رايگان فيلمسازي ويدئويي براي اينترنت در فرهنگسراي دختران تهران. همراه با آموزش فيلم‌سازي بدون بودجه و نحوه‌ي عرضه‌ي فيلم‌هاي كوتاه روي شبكه‌ي اينترنت.؛
نشاني: ميدان دوم شهداي صادقيه ـ بلوار فردوس ـ بين خيابان شهيد مالكي و خيابان شهيد سليمي جهرمي جنوبي (مخابرات) ـ طبقه‌ي همكف ـ دفتر امور كانون‌هاي فرهنگي هنري فرهنگسراي دختران. تلفن فرهنگسرا: ۴۴۰۸۱۰۳۸؛
براي اطلاعات بيشتر و آگاهي از موضوعات آموزشي و ساير برنامه‌هاي كانون مي‌توانيد از
وبلاگ سينمايي بازديد كنيد.؛

Posted by احمد زاهدی at 18:29:15 | Permanent Link | Comments (0) |

مارس 07, 2008

ويدئوی شعرخوانی هانيبال الخاص

هانيبال الخاص زيباترين و دوست‌داشتنی‌ترين ِ انسان‌های دوران ِ ما است، هنرمندی بی‌ادعا  با آثاری زياد و زيبا. فرصتی پيش آمد تا اين ويدئو - شعر كوتاه را از او تهيه كنم. هانيبال الخاص نقاش، شاعر و مترجم معاصر در اين ويدئو، شعر ِ نقاشی را از مجموعه‌ي شعرهايش برای كودكان می‌خواند.؛ 
Posted by احمد زاهدی at 06:38:00 | Permanent Link | Comments (0) |

May 25, 2008

نگاهي به زندگی و آثار برشت


مقاله‌ی جديد من در روزنامه‌ی تهران امروز
من، برتولت برشت از جنگل های سیاه می آیم» را در اين‌جا بخوانيد»


Posted by احمد زاهدی at 20:57:11 | Permanent Link | Comments (0) |

May 21, 2008

نگاهى به زندگى و آثار بولگاكوف


مقاله‌ی جديد من در روزنامه‌ی تهران امروز
از پزشكي دست كشيدم و نويسنده شدم» را در اين‌جا بخوانيد»


Posted by احمد زاهدی at 21:04:21 | Permanent Link | Comments (1) |

May 15, 2008

!گفتگو با عكس

مجله ماهنامه عكس 253 

در شماره‌ي 253 مجله‌ي ماهانه‌ي عكس كه تازه منتشر شده و حالا روي دكه‌هاست، دوست عزيز خبرنگارم، محمد جواد نعمتي گفتگويي با عنوان: چهره‌هايي از جنس خاك، به مناسبت نمايشگاه عكس چهره‌هاي كارگران افغان با اينجانب ترتيب داده كه منتشر شده است. متاسفانه ماهنامه‌ي عكس سايت ندارد و متن گفتگو جز در آن، جايي نيست؛ در نتيجه با خريد اين مجله به قيمت 1200 تومان ناقابل مي‌توانيد گفتگو با عكس من را بخوانيد.؛

Posted by احمد زاهدی at 08:11:58 | Permanent Link | Comments (0) |

May 09, 2008

خبر

انجمن مستند سازان سينماي ايران 

بالاخره پس‌از مدت‌ها فيلم مستند ساختن و انتظار براي رسميت يافتن حرفه‌اي‌ام، عضو انجمن مستندسازان خانه‌ي سينماي ايران كه نهادي صنفي‌ست، شدم. اگرچه پيشتر عضو انجمن صنفي روزنامه‌نگاران نيز بوده‌ام. شرايط عضويت در انجمن مستندسازان ايران اين است كه عضو، كارگردان مستند ساز باشد و طبق تعريف اساسنامه‌ي انجمن، كارگرداني مستند ساز است كه در چرخه آزاد توليد، تعداد حداقل 3 اثر يا جمعاً به‌مدت حداقل 52 دقيقه اثر سينمايي مستند ساخته باشد.؛

Posted by احمد زاهدی at 08:23:04 | Permanent Link | Comments (0) |

May 04, 2008

برگردان ِ شعری از سيلوراستاين

سال‌ها پيش (شايد بيش از ده‌سال) شعري از سيلوراستاين به دستم رسيد كه هم‌آن زمان با اندك بضاعت زبان كه داشتم سعي كردم به فارسي برگردانم. اينك كه صلح، گفتمان غالب روشنگران مردمي معاصر شده است. بد نيست باز بخوانيم‌اش...؛


بغل زدن و نه جنگ


شل سیلور استاین

نمي‌خواهم بجنگم
تو را مي‌خواهم
تنگ در آغوش بگیرم
نمي‌خواهم بجنگم
به‌جايي كه همديگر را در آغوش مي‌فشارند
و مي‌توان غلتان
بر قاليچه‌يي خنديد
و مي‌توان هم را بوسيد
و بغل زد
آن‌جايي كه همه پيروزند

Posted by احمد زاهدی at 09:21:40 | Permanent Link | Comments (0) |

فوریهٔ 22, 2008

شبِ شعر

به دعوت دوست نازنيني، ميهمان شب شعر كانون فرهنگي  م.آذرفر  بودم كه در آن  محمدعلي بهمني، غزلسراي معاصر به شعر خواني پرداخت؛ دوستان ديگري نيز از شاعران مطرح دهه‌ي هفتاد بودند و اشعاري خواندند كه متاسفانه به دليل مشكل فني دوربين نتوانستم آن‌ها را ضبط كنم. اينك ويدئوي كوتاه شعرخواني محمدعلي بهمني كه غزلش را به حسين منزوي تقديم كرد.؛

 
Posted by احمد زاهدی at 17:59:41 | Permanent Link | Comments (2) |